السيد محمد حسين الطهراني

101

معاد شناسى (فارسى)

« و خزينه‌هاى غيب در نزد خداوند است ؛ هيچكس را غير از او بر آن علم و اطّلاعى نيست . » كه اين دو آيه بطور كلّى ، نفى علم غيب را از غير خداوند مىنمايند . و چون آيه : عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً * إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ « 1 » . « خداوند عالم به غيب است ؛ و بر علم غيبش كسى را مطّلع نمىگرداند ، مگر آن رسول و فرستاده‌اش را كه مورد پسند و رضايت او باشد . » كه در اين آيه صريحاً مىفرمايد : رسولان خود را كه مورد پسند و رضايت او هستند ، از غيب خود مطّلع مىگرداند ؛ و معلوم است كه بين اين آيات تعارضى نيست ؛ آنچه از علم غيب را خدا مىداند ، أوّلًا و بِالذّات و بالاصالة مىباشد و آنچه را كه از غيب به ديگرى مىدهد ثانياً و بِالعَرَض و بِالمَجاز است . پس بالاخره علم غيب از ذات اقدس او به غير تجاوز نكرده است ؛ چون در كسانى كه علم غيب دارند غيريّتى نيست ، وجودشان اندكاكى است و علم غيب خداوند است كه در آنها متجلّى شده و ظهور كرده است . و اين‌گونه سرايت علم غيب اختصاصىِ ذاتى هيچ منافى با بهره بردارى پاكان و خوبان ، چون رسولان مرضىّ و پسنديده نيست ؛

--> ( 1 ) آيه 26 و صدر آيه 27 ، از سورهء 72 : الجنّ